تبليغاتX
adios
آخه خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا چي بگم؟!

بگم چقدر نامردي؟بگم چقدر بي فكري؟بگم چقدر بي معرفتي؟

آخه يه گله شانزده ساله چي ديده بود كه پرپرش كردي؟آخه چه گناهي كرده بود كه زود برديش؟

عادت داري به گلچين كردن؟دوست داري به زور و بدبختي به دنيا بياري بعد مثله آبه خوردن ببري؟

آخه چرا يكي صد سال عمر ميكنه يكي فقط شانزده سال؟فكره آيداي منو نكردي؟

اوني كه صبح با رويا بلند ميشد،با رويا غذا ميخورد،با رويا بيرون ميرفت،با رويا ميخوابيد،با...

الان آيدا چي كار كنه؟مامانش يه رويا ديگه بياره!يا كسي جاي اونو پر ميكنه؟

آخه كي ديگه ميتونه جاي كپله مارو پر كنه؟كي ميتونه جاي اون حرف بزنه،راه بره،غذا بخوره؟!!

خدااااااااااااااااااااا چي بگم؟دنيا داره دوره سرم ميچرخه باورم نميشه اوني كه هر دفعه زنگ ميزدم

با آيدا كار داشتم يه ربع باهاش حرف ميزدم هر جا با آيدا ميخواستيم بريم باهامون بود رفته ديگه نيست

خدا از رو زمين بردش داغشو به دلمون گذاشت.

باشه قبول برديش حداقل به آيدا و خانوادش صبر بده كه بتونن دوريش و تحمل كنن.

من طاقته ديدنه پرپر شدنه آيدامو ندارم.ازت خواهش ميكنم كمكشون كن.

پ.ن:آيدا گلم،الهي من قربونه اون چشمات برم اميدوارم اين اخرين غمت باشه و من رو تو اون شريك بدوني.

پ.ن:از دوستاي گلم خواهش ميكنم براي رويا فاتحه بخونن ممنون ميشم.

پ.ن:منظور از آيدا،آيدا پوريانسبه.



+ نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 19:47 توسط انسیه |